میگریزم
هم از آنان که " همه"اند دیگر.
تفاوتی نمیکند؛
"هیچ" هم بارِ بیمعناییِ نام نهادنِ ما را به دوش میکشد.
پی.ن: به ستوه آمدهاند این واژگان کشدار؛ از گردش مدام این انگشتان بیاعتبار، از تصویری که من است و نه من است.
ته ن: بستَمَش.
کسی اینجا بهجای زل زدن به دیروز هذیان میگفت. همین